|
کاردینال کوچولوی من... |
||
|
سلام سلام!این یه خاطرست ! محرمانستا! مامانینام چیزی نمیدونن ! نامردین لوم بدین! وااای جاتون خالی!یه روز تو خونه نشسته بودم.حوصلم سر رفته بود گفتم چی کار کنم چی کار نکنم!گفتم برم رو دیوار اتاقم نقاشی بکشم!هر چی گشتم دیواری جایی پیدا نکردم که خالی از نقاشیهام باشه! خلاصه زد به سرم و بدو بدو رفتم چند تا قوطی رنگ خریدمو بدو بدو رفتم یه نا کجا آبادی یه دیوار خالی پیدا کردمو وایسادم نقاشی کشیدم! همین طور که دلم به خودم بود موتور پلیس اومدو گفت آی خانم.میشه مجوزتونو ببینم!؟منم خودمو زدم به ناراحتی و غم و اندوهو دلهره که وای آقای پلیس من نمیدونستم جرمه!میخواین رنگ سفید روش بزنم؟ آقا پلیس مهربونم گفت نه جرم نیست فقط رو دیواری که شهرداری صاف کرده نقاش بیاره نقاشی نکش برو توو این کوچه پس کوچه ها یه دیوار پیدا کن شما که انقد قشنگ نقاشی میکشی و رفت! آقا ما رو میگی از خوشحالی بال در آوردیم! نقاشیم تموم شد و داشتم رنگامو رنگ میکردم که یهو یه حاجی کت شلواری که داشت ماشینشو میزد بیرون گفت خانم شما مجوز داری.منو میگی گفتم بله من از پلیس اجازه گرفتم .گفت پلیسو کاری ندارم منظورم شهرداریه چون من یکی از مسئولین شهرداری منطقه۲ ام.گفتم خب نه اجازه نگرفتم.گفت ما داریم یه کلبه ایو طراحی میکنیم چند تا از دانشجوهای گرافیک دارن روش کار میکنن شما شمارتو بده من بهاتون تماس میگیرم که شمام عضو این گروه شید چون واقعا استعداد دارین.منم گفتم خب من کنکور دارم شرمنده .وقت مقت وتسه این جینگولک بازیا ندارمو سیدم رفت خلاصش که کلی حال داد و کلی پیش خودم خندیدمو حال کردم! نمیگم ام کیه که تو خماریش بمونین!
سلام.یه کلیپی بود که خیلی جالب بود.هرچند این چیزا رو نباید از مردای ایرانی انتظار داشته باشین .مردای ایرانی یه دوست دارم بهت بگن باید کلاهتو بندازی هوا. بگذریم.ماجرای این کلیپ از این قرار بود.که یه پسره با دوستاشو دوست دخترش بالا پشت بوم خونشون نشسته بودنو صحبت میکردن.پسره نوشابه میخواست .یکی از دوستاش از اونور براش پرت کرد .اونم یه وری شد که بگیردش یهو از لبه پشت بوم افتاد.همه از جمله دوست دختره پسره بدو بدو دوییدن سمت لبه که ببینن چی شده که دیدن پسره وسط یه تشکه گنده ی بادی افتاده.و سه نفر بالا سرش تخته های سفید گنده دست گرفته بودن نفر اول تخته رو برگردوند.رو تخته ی نفر اول نوشته بود would بعد نفر دوم تخته رو برگردوند. رو تخته ی نفر دوم نوشته بود u بعدش نفر سوم که روش نوشته بودmarry و در آخر خود پسره تخته ای رو برگردوند که روش نوشته بود me آرزومه یه نفر با این هیجان ازم درخواست ازدواج کنه. کاردینال کوچولومو!!! سلام.این یه نقشهست! نقشه ای برای این که چطور میتونی کسی رو که خیلی دوسش داریو روز تولدش خیلی خوشحال کنی.
ادامه مطلب |
||